امشب اینجا تولد داریم
ولی چه حیف که تنها نشستم به نظاره آب شدن شمع ها
کارتون زیبای ناروتو
360 قسمت زیرنویس فارسی طولانی ترین و زیباترین کارتون جهان |
سریال کره ای ققنوس
نسخه کامل و دوبله فقط 8000 تومان پخش شده از شبکه فارسی 1 |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
رد اثر انگشتم روی گرد و غبار میز یاد رودخونه ای میندازتم که قراره تمام زندگیمون توش شنا کنیم.
نگران آن دمی هستم که حسرت خواهم خورد . چرا که لحظه ای غرق در سرخی گل سرخ ٬ سرخی لبانت را به نظاره ننشستم.
درختی را متجسمم رسیده به اوج و شناور بر روی ابر ها ٬ لا نه ای خواهی ساخت بر نوک بلند ترین شاخه ٬ لانه ای که فقط گنجایش مرا دارد و تو را٬ آنچنان بالا که هیچ خانه ای را بر سقف لانه مان احساس نکنیم٬ آن بالا که فقط خدا سرک بکشد به لانه مان.
تکه های پنبه را جمع خواهم کرد. بستری خواهم ساخت برای آن دم که هم آغوشیمان هیچ را به مانع نخواهد خواست ٬ آن دم که دو بودنمان بر خلاف تمامی قوانین عددی با یک بودن تفاوتی ندارد.
دیوار لانه را بومی می کنم برای کشیدن پنجره ای سبز که هر زمان پر باز می کنم به سمت لانه کوچکمان پیش از شنیدن صدای رامش گرت ٬ چشمان منتظرت را بوسه باران کنم و آن دم که یکی بودن را به رخم می کشی گذری باشد برای نگریستن در چشمان خدایمان.
درب لانه را به سویی خواهم ساخت که چون آن را ترک می کنم رویم به سوی پروردگارم باشد و چون باز می گردم چشم در چشم الهه زیبائیم و سر درش را به رنگ آسمان خواهم کرد٬ انچنان که اوجش را تفاوتی با قعر آسمان نباشد.
سقف لانه را از نور خواهم ساخت ٬ بی نیاز از خورشید و نا بسته به هر خواستنی ٬ آنچنان که تابشش تمام تاریکی های قلبمان را روشن کند ٬ حتی آن کنجی که برای پنهان کردن کدورت های کودکانه مان کنار گذاشته ایم. نور را خواهیم ستود و مهربانیش و سخاوتش را به هم نشان خواهیم داد و از تجلی آن در اوج زندگیمان به شادی خواهیم خندید.
و اما باغچه خانه را پر خواهم نمود از گل های طلایی ستاره و ماه را چون تک درختی مجنون به رقص وا خواهم داشت تا در نسیم خنک صبحگاهی ٬ آهنگی دلکش از ستایش پروردگار را زمزمه کند ٬ چه زیبا خواهد بود تابی که از طناب محبت خواهیم ساخت تا کودکان وجودمان را شناور بر آن بر شاخه هایماه مجنون به رقص وا داریم. و چه شادی آور خواهد بود خنده سرشار از شعف کودکی وجودمان که در اوج شادی فریاد بر خواهد آورد و بر آغوش مادر مهربانش خواهد نشست.
----------------------------------------------
لازم بود یک جا بنویسمش ولی آپ نمی کنمش اگر خواستی این خط آخر رو پاک کن و آپش کن
خانوم خونه : دلم نخواست حتی خط آخر رو هم پاک کنم....
دلم تنگ شده واسه گوش دادن به صدای خش دار شده ی ناشی از خستگیت....
واسه حرف زدن های عمیقت....واسه حست....واسه اون آخر شب هایی که صدات در نمیومد از خستگی ....
وای....این دلتنگی ....با این جنگ درونی ....عصبیم می کنه....بغضی که جرئت ترکیدن از دلتنگی رو نداره....از حرص می ترکه.....ا
دفترم رو باز می کنم....عید پارسال...خوب و آروم بودم....اون موقع ها تو هوا نبودم....امروز ها بین راهم......نمی فهمم باید همین جا سفت و محکم وایسم.....؟؟؟.....یا دنبال این بچه ی تخس برم؟
......
تلافی این خونه تکونی بدون تو رو یه روزی سرت در میارم
!!!!!!!!!!!!

یاد ماجرای ۶۰ درصد ، در کنار آخرین لحظه خداحافظی که می افتم. نا خداگاه لبخند می زنم و .......
لحظه هام تقسیم شده به روز هایی که تو رو می بینم ....گاهی یادم می ره امروز چندمه!چه ماهیه.....روز ها رو که می خوام بشمارم یا روز هایی که از رفتنت می گذره رو می شمارم یا روز هایی که مونده تا بیای....با شمردن هر دوش مثل بچه ها بهونه می گیرم !باورش سخته وقتی بلند نچ می گم ..از این دوره های ۴۵ روزه خسته نیستم...فقط ازشون می ترسم....
آقای خونه!تو نمی بینی!ولی من خوب ته چشم های آدم هامی بینم انتظارشون رو .....انتظار حاصل این دوری رو ....وقتی حالت رو می پرسن....وقتی حالم رو می پرسن.....وقتی مدت مونده از دوره ات رو می پرسن.... و من!با پدرکشتگی خاصی هر دفعه همون مدتی رو که قبلا بهشون گفتم رو می گم....
آقای خونه.........برای شناخت تو حتی به تن صدات هم چنگ می زنم....صفاتی که درونت پیدا می کنم نمی دونم تا چه حد درسته ........گاهی ،وقتی پیداشون می کنم هول برم می داره.....می ترسم از دستشون بدی...توی این دنیایی که من ازش بیزارم......می ترسم قدرشو ندونن و ....نمی دونم چطوری ازشون محافظت کنم.....دلم می خواد اون اطمینانی رو که دنبالش هستی رو بهت بدم....ولی نمی دونم چه طوری.....توی کدوم فرصت؟توی کدوم امتحان.....دلم می خواد فکر من آرامش بهت بده..گاهی که باهات حرف می زنم تمام مدت بهت می گم من بلد نیستم.....ببخش....
چقدر می ترسم.....
